| |

ابزار و بهانه و ادوات و چراغ و نشان و همواری و علائم و تمامییت اینها مرادیست برای رسیدن به هدف , هدفی ارزشمند , هدفی جاویدان , هدفی یکه و تنها , هدفی زیبا , قشنگ , دلبر , ناز , مهربان , فداش بشم الهی , قربونش برم الهی , عاشقشم الهی , نازشو برم الهی , تو همون الهی . اینهمه فرستاده از سویش , این همه قاصدهای پیک خدایی , اینهمه یاران فرستادگان , حواریون و امامان , دوستداران , آمدند تا طریقت نشان دهند , آمدنت علائم راههای سنگلاخ زندگی را در طریق رسیدن به منزلگاه معبود را نشان دهند , هر کدامین آنها برگزیدگانی شایسته بودند , آمدند و رفتند از ملل های مختلف از زبانهای متعدد , دراین راستای انسانهایی بدون گزینش از سوی یکتا معبود نیز آمدند و چنان زیستند که نامشان ویادشان همواره در دلهای ماست و رفتند , شایسته وبایسته زیستند,یکی با نام پیامبر , یکی امام , یکی پاپ ,یکی دانشمند,یکی محقق , نویسنده, شاعر,و عده ای هم با شغل خویش ,همه اینها فقط چراغ راه انسانها بودند , پلکانهای صعود ما بسوی بارگاه عزت و افتخار یکتا معبود بودند , در برابر این چراغ ها با احترام و خلوص شکرخدایی گذر کنیم بسوی بارگاه عزت خدایی , ار خرافه ها بدور شویم , از یکه زاری ها و گریه های بی هدف دوری بجوییم , گریه نه اینکه خوب نیست اتفاقا" چیز خوبیست ولی دائم و بدون هدف بی قائده گیه مفرط برای انسان پدیدار می آورد . قربونت برم خدا , توهم مثل من غریبی رویه این زمین . دوستان گلایه دارم خیلی , خدای را داخل یک کتاب دیدن بس است , خدای را در مسجد وکلیسا ومعبد و خانگاه دین بس است , خدای را در قالب و القاب دیدن بس است , نمیخواهم با قوانین خاص با رعایت نکات پیچیده و درهم و مشگل و گاها" با زبان نا آشنایی دیگر که از فهمش بدورم با عشق خویش هم صحبت شوم , برای من یکی فرق نمیکند با چه زبانی با خدای خویش راز کنم , عربی , فارسی , ترکی , روسی , لاتین , فرانسوی , آلمانی مکزیکی , ژاپنی , حتی زبان پانتومیم , حتی زبان نگاه , حتی زبان خواب , حتی زبان دل , برایم فرق نمیکند , خدای من قادر به هر زبانیست , او والاترین هست , او عاشقترین عاشقیست که ما را دوست دارد , او ما را دیوانه وار دوست دارد , چه کردیم , چگونه دیدیم این عاشق را , چگونه یافتهء خویش را سمبل خویش قرار دادیم , خدایی که برای ما شده چرتکه, خدایی که برای ما شده گواه برای قسمهای خویش که من راست میگویم , خدایی که فقط در بحرانهای خویش یادش میکنیم , تابحال وسط جشن و پایکوبی و خوشی و خرمی یادش کردیم ؟ خدایی که فقط باید در خانه اش در جای بخصوصی در وقت عبادت میتوان صحبت کرد , نه اینکه مخالفم , خیر , ولی من وقتی به یک موزیک در راستای آرامش روحی خویش گوش میدهم میتوانم چنان حالتی را از روح خویش بجای بگذارم که اثراتش باقی باشد , من وقتی گلی را بوی میکنم , میتوانم با خدای خویش در اعماق روح خویش راز کنم . دوست عزیزم قسم میخورم به جان دو عزیزم مادر و پدرم , قسم میخورم به روح پاک برادرشهیدم , قسم میخورم به حرمت این قلم مجازی که با صدق روحانی یک روح عاشق خالقش نویسه می نماید , حلال تمامی مشگلات انسان فقط عشق به خداست و بس , عاشقش شو و ببین که کوه را جابجا میکنی , بشرطی که عاشق هیچکس نشی , حتی مادر حتی پدر حتی همسر و فرزند , حتی دوستی که خیلی دوستش داری , دامان خویش را از هرچیز و هرکس , بتکان , با دامان هیچ فانی , به سراغ جاویدان عشق خویش رهسپار شو , قسم به هر آنچه عزت و افتخارم هست که راز خلقت در همین است , راز من و راز تو
منکه در دام هلاک افتاده ام منکه چو اشکی به خاک افتاده ام عاشقی دیوانه ای افسرده جانم بی دلی بی حاصلی بی آشیانم من کی ام درد آشنایی بی نصیبی بی نوایی منم غباری به کوی تو منم که مستم به بوی تو , به بوی تو
بچه ها خواهش میکنم عاشقش شوید به مرگ خودم قسم همه چیز درهمین هست چنان پروا بگیرید که هیچ قدرتی یارای شما نباشد ولی به شرط شناسنه های موجود برای عشقش کافی نیست , هر طور که وجدانت میگوید همان عشق خداییست , میتوانی تمامی معابد و کلیسا و مساجد دنیا را در دل خویش جمع کنی باز دل تو وسعتی بیکران دارد
|
|